![]() |
![]() |
|
| پای سگ بوسید مجنون گفتنش خلق این چه بود گفت این سگ گاه گاهی پی لیلی رفته بود |
شبي غمگين شبي باراني و سرد
تو را چون نقش رویا دوست دارم چو عطر پاک گلها دوست دارم منم آن ماهی افتاده در خاک تو مانند دریا دوست دارم قسم ای نازنین تا زنده هستم تو را تنهای تنها دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:38 توسط رویای تنها |
|
|
من تو را به دريا بخشيدم به غزلهاي عاشقانه به مهربانان دريا دل به
ليلي هاي سرزمين قلبت به پرستوهاي مهاجر عاشق و آخرين ستاره را
در چشمانم مي نشانم آخرين پاره قلبم را به تو مي سپارم آخرين فرصت
را غنيمت مي شمارم و آخرين کلام را به زبان مي آورم كه ديوانه وار
دوستت دارم
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند قاب عکس توست اما شيشه
عمر من است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند تار موي توست
اما ريشه عمر من است تقديم به مهربان ترين مهربانم
خداي اطلسيها با تو باشد تمام لحظه هاي خوب يك عمر بجز دلواپسيها با تو باشد
دلم گرفته است ، دلم به اندازه ی همه ی غروب ، به اندازه تنهایی تک درختی در کویر گرفته است :دلم به اندازه ی بغض پرنده ای که می پرد و در ملکوت دور افق گم می شود و.
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا
گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که
خودش را به اعماق دره ها پرت کند |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 17:32 توسط رویای تنها |
|
|
تو بودي آشنـاي لحظههايــــــــم طنين دلنشين خنـدههايـــــم تمـــام هستي من قصـــهاي بود تو بودي قصهاي در غصههايم هميشه از تــو گفتن كار من بود تو بودي شعرهايم، نامههايـم اگـــر در زندگي غـــم بود و دردي تو بودي هاي هاي گريههايم صـــــــداي دلكش سازم تو بودي تو بودي ناي ني در نالههايـم
هر روز كه از عمر مي گذره عشقم به تو بيشتر ميشه باور كن كه ديوونتم ديوونه مثل هميشه فقط تو پاره تني به حرمت اشكم قسم بي تو ميون عالمي غريبم ويه بي كسم سكوت خسته ام وببين ببين بي تو چه كم شدم همسايه سقوطم وتنها رفيق غم شدم صحبت راه دور كه نيست بحث دو پاي خستمه شاكي غصه نيستم نقل دل شكستمه لپ كلام اي با وفا بي چك و چونه چاكرم واسه فداي تو شدن من كه هميشه حاظرم دوست داشتنت مقدسه واسه همين دوستت دارم شيرين ترين عبادتي اميد روز آخرم عشق يعني معني ديوانگي عشق يعني ظلمت و آوارگي عشق يعني سوختن پروانه ها عشق يعني راه هاي نا کجا عشق فرمان دل است و سوز جان عشق يعني آن نگاه عاشقان عشق يعني عشق فرهاد و دلش عشق يعني آرزوي مانده اش عشق يعني عشق مجنون با جنون عشق يعني عشق لبلي تا کنون عشق يعني عاشقي تا پاي مرگ عشق يعني رويت معشوق مرگ
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 19:24 توسط رویای تنها |
|
|
اسمان را با ستاره ها اذين ببندم وزمين رابستري از گل ياس و نيلو فر وقاليچه اي با تاروپود محبت در زير پايت بگذارم اما افسوس!
امروز یکی از قشنگترین روزایه که دارم امروز تو لد ناز نینمه من از ته قلبم بیستو پنجمین بهار زندگیتو بهت تبریک می گم نا زنینم
نازنینم خیلی دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 8:25 توسط رویای تنها |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 20:17 توسط رویای تنها |
|
|
دوست دارم من غم را در سکوت سکوت رادر شب شب را در بستر وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم من بهار را دوست دارم به خاطر شکو فه هایش زندگی رابه خاطر زیبا یشهایش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش وخدائی که تو را خلق کرد دوست دارم
وقتي تو آمدي پاييز دلم بهار شد، كوير دلم گلستان شد هميشه به يادتم.
هفت شهر عشق رو بذار قدم قدم گریه کنم تو این هوای بی کسی با دلکم گریه کنم بذار از این دنیای بد دنیای کور و نا بلد سفر کنم تا خواب تو به اعتماد شونه هات تکیه کنم بذار بشم خراب تو......
بزرگترين آرزوي عاشق اينه كه كوچكترين آروزي معشوقش باشه تقدیم به نازنینترین دوست دنیام
اگه یک روز شاد بودی اروم بخند تا غم بیدار نشه .واگه یه روز غمگین شدی اروم گریه کن تا شادی نا امید نشه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 20:24 توسط رویای تنها |
|
|
خدارو میخو ام نه واسه اینکه ازش چیزی بخو ام خدا رو میخو ام نه واسه مشکل وحل غصه هام خدارو می خو ام نه واسه اینکه باشم یا برم خدارو می خو ام نه واسه روزای تلخ اخرم خدارو می خو ام نه واسه صد کو ی مقام خدارو می خو ام که فقط تو رو نگه داره برام خدارو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت خدارو دوست دارم نه واسه زیبا وزشت خدارو دو ست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده خدارو دوست دارم واسه اینکه عاشق بودن رو یادم داده خدارو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره خدارو دوست دارم چون عاشقو تنها نمی زاره خدارو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه خدارو دوست دارم چون همیشه لبخند می زنه خدا رو دوست دارم چون اینکه من وتو باهمیم خدارو دوست دارم چون می دونه ما عاشق همیم
دستهایت را در دستهایی بی روحم بگذار.... عـشـق يـعنـي خـاطـرات بــي غـبار دفتـري از شـعـر و از عـطر
بـهار عـشـق يـعنـي يـك تـمنـا , يـك نـياز زمزمه از عاشقي با
سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زيـر باران دسـت تو
در دسـت او عـشق يـعنـي مـاتـم از يـك نـگاه غرق در گلبوسـه
تا وقت پگـاه عشق يعني عطر خجلت...شور عشق گرمي دست
تو در آغـوش عشق عشق يعني"بي تو هرگز...پس بمان" تا سحر
از عاشقي با او بخوان عشق يعني هر چه داري نيم كن از
برايش قلب خود تقديم كن
کجاي اي يار قديمي ديگه نيستي تا ببيني ببيني دلم شکسته جاي تو غربت نشسته مگه قول نداده بودي يه عمر پيشم بموني اين رسم وفا نيست دل شکستن که گناه نیست اما تو دل نه شکستي زدي قلبمو شکستي نمی خوام بگم بمونی اینو گفتم تا بدونی رنگین کمانه من یه رنگه زندگی بی تو پر رنجه دردی که دارویی نداره به تو مرهمی نداره مرهم قلبهای خسته جای تو غربت نشسته
سر انجام از دل تنگم بريدي گل عشق من رو نشكفته چيدي صداي نا له ام تا آسمان بود گمان كردم صدايم را شنيدي نگفتي چه امد بر سر من نپرسيدي چه از درد كشيدي
می دونم دلت گرفته من برات سنگ صبورم چی شده تنها نشستی مثل تو از همه دورم واسه من زندگی سرده نکنه تو هم غریبی کاش می شداشکاتوپاک کرد بمیرم تو هم بریدی چه تبسم قشنگی وقتی به غمها بخندی آخه ارزشی نداره دل به این دنیا ببندی نازنین دنیا همینه اونکه خواب بود بدترینه نکنه تنهات گذاشته آخره عشقها همینه میدونی چقدر عزیزه قطره سپید شبنم مثل اون اشکای نازت رو تن گلهای مریم نازنین خدا بزرگه غم واز خودت جدا کن ما که تنها نمیمونیم آفرین اخمات واکن |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:46 توسط رویای تنها |
|
|
کاش می توانستم بگویم چقدر دوستت دارم. ای کاش می شد لرزش دستانم را در دستهایت حس کنی. ای کاش می توانستم آسمان آبی قلبت را توصیف کنم. ای کاش می شد صدای هق هق گریه هایم را بشنوی. ای کاش می توانستم چشمانت را در چشمانم زندانی کنم. ای کاش می شد حرارت قلب بی قرارم را احساس کنی. ای کاش می توانستم تو را برای همیشه داشته باشم. ای کاش می شد تمام حرف های عاشقانه ام را درک کنی. ای کاش می توانستم تا آخرین نفس در کنارت باشم |